اولین تجربه

خرید بک لینک
به مریضم میگم که ساعت 3 ربع بیاد تاخودم برسونم

مریصم ازساعت 3 تو مطب نشسته بود

تو مسیر تاکسی راننده انقد گرم صحبت با خانمه پشت گوشیه که حواسم باید باشه اشتباه نره

همسرش طلاق داده و دوتا پسر بزرگداشته و به عروسش میگفت توروخدا کوتاه بیا تو دوتا بچه داری

واقعا داریم به کجامیریم

چراانقد خودخواهی

سرکارهم خودخ اهی بچه ها مونو میبینم

اما من محل نمیدم و کارخودمو میکنم

دوست ندارم به کسی باج بدم

یه مورد پیشنهاد داشتم یه پسر قدبلند خوشچهره

اما الان نمیخوام دیگه فکر کنم

فقط خوب یاد بگیرم این دوسال بعدش یاازایران میرم یاهم میمونم

بچه های دهه 80چقدددد فرق دارن باما

طرزفکرشون

حتی هیکل و استیلشون

اکثرا چاق و اضافه وزن دارن

تو لحظه های این روزام قبل رفتنم دعا میکنم که اروم باشم

که و شاکر ازین نعمت که خدا بهم داده

عجیب دلتنگ پدرم

فقط دارم برای سربلندیش تلاش میکنم

فقط برای اینکه بیمارم خوشحال و راضی ازپیشم بره

فقط برای اینکه بتونم کارخودم تو جامعه پزشکی درست انجام بدم

اگر همه مون

فارغ از هرسمت سرجای خودمون بودیم چی میشد

مادربزرگم80 سالشه

هنوزم پرازلبخنده

راستی چقدبخودمون اهمیت میدیم

چقدر بودن و حضور یکنفر اهمیت داره برامون

شکر

شکر برای یک جمله استادم که گفت ویدا ازبچه های تاپ دانشکده است

روزای پرتلاشی تو راهه و من به قوت ورزش و دعای خیر و تلاشم پشت سرمیگذارم

پ ن:دوست دارم کلی مطلب خوب مفید برلتون بزارم هربار به پست هام موضوع جدید اضافه میکنم ممنونم که همراهمین

دعام کنید

شب خوش

ویدا

باکس گل...

ما را در سایت باکس گل دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 8:27

صفحه بندی