عجب

خرید بک لینک
وقتی یه خانم دانشمندی جایزه نوبل رو برد گفت فقط از جان تشکر میکنم

جان همسرم بود

منو وسط همه مشکلات تنها گذاشت رفت

وقتی بخودم اومدم دیدم بدون پول سرمایه بادوتابچه ام

درس خوندم

تلاش کردم

امااگر روزی جان منو تنهانمیگذاشت هیچ وقت اینجانبودم

توهمه این شش سالی که بابا نیست

اگر بود هیچ وقت اینجایی که هستم نبودم

نمیگم جایی که هستم خیلی تاپه

هنوزم حرفم اینه تموم دار ندارم میدم تا یک لحظه دیگه پدرم بود

اما حکمت خداوند این بود من به عنوان یه عضو کوچیک این جامعه

به عنوان یه درمانگر کارم درست انجام بدم

زمینمون گرده و اگر روزی من هم جای تموم این ادما بودم خیالم راحته روزی کارم با وجدان انجام دادم

امروز به استادم گفتم من دیگه نمیام و مریضام تااخرین جلسه میرسونم

امااستادم گفت خواهش میکنم تنهام نزار

من فقط به تو اعتماد دارم

اگرنباشی نمیتونم ادامه بدم

و من قبول کردم که کنارش باشم

امروز مریضی داشتیم با همسرش مراجعه کرده بود

همسرش وقتی وارد شد یکجوری نگاهم کرد

ازنگاهش بدم اومد

خانمش هیچ مشکلی نداشت

اما درد زیادی داشت

وقتی باخانمش حرف زدم گفت بهم خیانت میکنه همسرم

تنم سرد شد

بغض کرد و زد زیر گریه

توراه برگشت فقط فکراین مریض بودم

هیچ وقت فکرنمیکردم تاچه حد این مسئولیت سنگینه

خدایا دستام بگیر

خدایا نزار عجب بگیرتم

نزار ازت دورشم

خدایا پناه دلم باش

جزتو هیچ کسی نیست که بتونه به بنده هات کمک کنه

خدایا به مریضم ارامش بده

به زندگیشون عشق بده

خدایا تنهامون نزار

باکس گل...

ما را در سایت باکس گل دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 108 تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 21:52

صفحه بندی