روز دستایی که توان میبخشه
خداروشاکرم که منو لایق این حرفه و عرصه دونسته و اینمسئولیت رو شونه هام.گذاشت
جلسه چهارم فیزیوتراپی بیمارم بود
یه ارزیابی کردم و دیدم چقدر بهترشده
بیمارم اصلا تعادل نداشت اماالان خیلی خوب شده
یکی از لذتهاست دیدن بهبودی بیمارت
امروز دوتا مریض دیگه بهم دادن
اولی مشکل شونه داره و تریگر پوینت شدید ناحیه گردن
و دومی یه خانم جوونی که موقع گردگیری شیشه عکس میفته رو پاشون و انگشت شستشون قطع عصب میشه و درد خیلی شدید داشتن و براشون پین گذاشته بودن
و خیلی دیر سوچور (بخیه)هاشون جداکرده بودن
باید درمورد این دوتا مریض بیشتر بخونم
چندشب پیش خواب دیدم یه جای بزرگی هستیم
تموم بچه های دانشگاه هم بودن و اسم هرکسی که میخوند میرفت کنار پدرش می ایستاد
تو خواب استرس داشتم که الان همه میفهمن من پدر ندارم
استادمون اخرهمه اسمم خوند و من رفتم کنار یه پرچم شهید ایستادم
اسم پدرم رو اون پرچم بود
ازخواب که بیدار شدم اذان صبح بود
بابایی نیستی اما کنارم نفس میکشی
جون میگیرم وقتی میبینم حالت خوبه
بعد اینهمه سال ندیدنت
دلتنگی هامو با پیشرفت کردن به سر میبرم
دعام کن بابایی
پ ن :روز دختر فرداست
روزتون مبارک حدیث گلم و ستایش نازنینم
در پناه حق
باکس گل...ما را در سایت باکس گل دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 102