خانواده

خرید بک لینک
صبح یک روز تعطیل وقتی تا ساعت 8صبح خوابیدی و دوش میگیری و وسایل نهار اماده میکنی و نیم پز میکنی و میری برای ورزش

تو راه برگشت یه زنگ به کسایی که دوسشون داری میزنی و پرانرژی میای خونه

نهارت کامل اماده میکنی

مشغول سالاد درست کردن میشی که زنگ میزنه و با کیف و جورابهای بوگندو میاد تو خونه! از راه در تا اتاقش همه وسایلش ریخته و تو خندت میگیره که چه دختری دارم

دستای نشسته اش سیب زمینی های سرخ شده ات میخوره و شروع میکنه از مدرسه غرغر کردن ! و تو یادخاطره های مدرسه ات می افتی

منتظر پدرش میمونی تا باهم نهار بخورین

بعد از یه چرت و مرتب کردن اشپزخونه ات میری سمت مطب!

و دخترپدرش تنها میزاری و تو راه برگشت وقتی موزیک گوش میدی و خوشحال از داشتن شغل

از داشتن خانواده

از داشتن سلامتی

هستی یاد امروز می افتی که از ساعت 6صبح پشت میز مطالعه ات نشستی تا ارتکپدی بخونی و هرجوری شده این درس باید پاس بشه!

روزای خوبی تو راهن

باکس گل...

ما را در سایت باکس گل دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 95 تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 19:23

صفحه بندی