پارسال اولین باری بود که میبوسیدمش
برای اولین بار کسی که نیمه گمشدت بود
تو اون روزای تلخ تنها امید من به زندگی سیاهی که پیش روم بود
هرچند اگه هنوزم برگردم به قبل بازم اگه قرار بود بسوزم تو اتیش اما جان کنارم باشه قبول میکردم
ی جاهایی خیلی تحقیرشدم
ی جاهایی خیلی دلگیرشدم اماخداتنهام نزاشت
یکسال سخت پراز تلاش گذشته و الان کنارش با دوتاشاخه گل نشستم تا شام باهم بخوریم
ازصبحش همش باهم کارگاه اموزشی بودیم
mRI و روش های تشخیصی
هرچی درمیاریم داریم پول کارگاه میدیم اما می ارزه
ی کارگاه اف دی ام هست که یکم هزینش بالاس و اولین حقوقمونم میره برای کارگاهش
امروز اربعین بود و شالگردن بنفشش دادم
فقط از امام حسین میخوام ضامن اش باشه
نمیدونم واقعا سرنوشت چی برامون رقم میزنه اما هرچی هست خیره و برکت و عاقبت بخیری
نشستم سر ی تابلو نقاشی خط
متنش اینه
دل بر سر دل ریخته انجاکه تویی
ی شعره از رهی معیری
این روزا سرکارم و بشدت مشغول
خیلی وقت بود باخواهرم حرف نزده بودم
خیلی وقته ازهمشون دورم
ادم وقتی غریب میشه سعی میکنه کمتر حرف بزنه تاکمتر احساس دلتنگی کنه
تاادم دورنشه نمیتونه بفهمه چه حسیه
اما من راضیم و خوشبخت
روزای سختم زیاد دارم
اینجام خیلیا اذیتم میکنند اما صبورتر شدم
و همین برام کافیه
خدایا مراقبمون باش
باکس گل...
ما را در سایت باکس گل دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 125